شهاب الدين محمد خرندزي زيدري نسوي ( مترجم : مجهول )

معرفى كتاب 83

سيرت جلال الدين منكبرنى ( فارسى )

زمينهاى اقطاع داده شده و خواه از املاك خاصّ ( خالصهء سلطانى ) برمىداشت چنان كه همواره رسم وزرا بوده است ، ولى در خفا و بدون امر سلطانى برمىداشت ، و اگر اداكنندگان از دادن مال إبا مىكردند سخت‌گيرى نمىكرد ( مبادا كه مسأله آشكارا شود ) . در اين سال سلطان فرمان داد كه وى رسما عشر عايدى خاصّ و عشر درآمد دولتى را از اقطاعات تصرّف كند ، و من ( مؤلّف ) توقيع بنام او نوشتم ، و آورندهء فرمان شفاهى ( رسالت ، پروانه ) در اين باب داعى خان و اطلس ملك بودند كه دو امير يولق « 44 » بودند ، و شرف الملك به ايشان پنج هزار دينار حقّ پروانگى داد . از اين زمان به بعد از عراق تنها ( با آنكه شرف الدّين على وزير عراق انواع ممانعت مىكرد و پرواى رعايت وى را نداشت ) هر سال بيش از هفتاد هزار دينار عايد شرف الملك مىشد . و امّا اقطاعات چنان بود كه صاحبان آنها مداراى با وى را حتم مىدانستند ، و حاصلهاى آنها را با وى تقسيم مىكردند و هيچ يك جرأت آن را نداشت كه از وى شكوه‌اى بكند . بدين ترتيب شرف الملك با هر ديوانى ( اداره‌اى ) كه از جانب سلطان در شهر و ناحيه‌اى در هر نقطه‌اى از مملكت وجود داشت ديوانى براى خود ترتيب داده بود كه عشر عايدات را مأخوذ دارند . شرف الملك هم خدمتى بسلطان كرد . و آن اينكه لشكر به ارّان كشيد و آن سوى أرس ناحيهء گشتاسپى را تصرّف كرد ، و سه جوى از أرس حفر كرد از براى آباد كردن سه ناحيه كه بنام خود ناميد ، و يك جوى هم بنام سلطان ، و آن نواحى را به ضمان داد ، يعنى آنكه در ان زراعت و آبادى كنند و محصول بردارند و بمقاطعه هر سال دويست هزار دينار براى زمينهاى خود او و هشتاد هزار دينار از براى زمين سلطان بپردازند ( 192 تا 193 ) . بعد از آنكه جلال الدّين در روم از لشكريان ملك اشرف و علاء الدّين

--> ( 44 ) در اصطلاح تركان يولق Yaulaq معادل ديوان مظالم بود ، يعنى محكمهء جنائى .